• موسیقی برای رقصندگان

    "نوازندگان رقصنده هستند و رقصندگان موسیقی هستند"

    کتاب اندی واسرمن



    ایجاد موسیقی برای افراد رقصنده یکی از بزرگترین شادی هایی است که یک نوازنده می تواند تجربه کند.

    Wasserman ده ها سال در آهنگسازی ، اجرای ، همراهی و کار به عنوان مدیر موسیقی برای رقصندگان جاز ، شیر ، آفریقایی ، مدرن و بداهه گذرانده است.

    او خالق و مجری یک سری کارگاه آموزشی مشارکتی اصلی با کتاب درسی و همراه با CD صوتی با عنوان "موسیقی برای رقبا" است.


    اتحاد مغناطیسی صدا و حرکت

> <
  • 1

برای ترجمه وب سایت روی پرچم کشور خود کلیک کنید

enafsqarhyazeubebgcazh-CNzh-TWhrcsdanlettlfifrglkadeelhtiwhihuisidgaitjakolvltmkmsmtnofaplptrorusrskslesswsvthtrukurvicyyi

موسیقی برای رقصندگان

اندی واسمن در ساخت و اجرای موسیقی تخصص دارد که باعث می شود افراد بخواهند رقص ، حرکت و رقص رقص کنند. وی ده ها سال در همکاری با انواع رقصندگان و شرکت های رقص در ظرفیت های تکنوازی ، همراهی ، آهنگساز / تنظیم کننده ، هنرمند ضبط و کارگردان موسیقی صرف کرده است.


روی دکمه TRACK کلیک کنید تا به روزرسانی های کنسرت جریان زنده و کنونی رویدادهای موسیقی Andy Wasserman در Bands-In-Town را دریافت کنید


اندی همراهی موسیقی اصلی را به صورت زنده و ضبط شده برای رقصندگان در اصطلاحات موسیقی جاز ، تپ ، آفریقایی ، مدرن و بداهه سازانه برای طراحان رقص و هنرمندان برتر رقص که شامل The Copasetics (آهنگ کوکی کوک ، هونی کولز ، بابا گینز ، باستر براون ، ارنست) ساخته و اجرا می کند. "براونی" براون و گیپ گیبسون) ، ساویون گلاور ، جیمی اسلاید ، دیان واکر ، جین گلدبرگ ، جیسون ساموئلز ، سام وبر ، فایارد نیکولاس ، آسیا گری ، برندا بوفالینو ، کاترین کرامر ، رابرت رید ، عمر ادواردز ، دورمشیا سامبری-ادواردز ، شلی الیور ، ون پورتر ، آردی برایانت و نیکول هاکنبری در میان بسیاری دیگر.

وی کارهای گسترده ای را به عنوان کارگردان موسیقی و همراهی جشنواره های رقص Jazz Tap انجام داده است. علاوه بر این ، اندی در پرداختن به این ارتباط عمیق بین موسیقی و رقص ، یک دوره و کتاب با سی دی همراه با عنوان "موسیقی برای رقصندگان" ایجاد کرد. این مناسب برای هر سبک رقص است ، اما از نظر ویژه به رسانه رقص شیر ریتم جاز. اندی این دوره را در تعدادی از جشنواره های رقص از جمله The Rhythm Explusion (بوزمن ، مونتانا) ، جشنواره "Tap City" در نیویورک و جشنواره سنت لوئیز تاپ تدریس کرده است.

همراهی پیانوی اندی در فیلم مستند "شاهکارهای عالی پا" به عنوان پیانیست تمرین و در کنسرت با Copasetics دیده می شود و شنیده می شود. وی در "گروه شکلات سازان" که پشتیبان رقصندگان ساندرا و جیپ گیبسون بود ، پیانو بازی کرد و برای نمایش های رقص شیرین جین گلدبرگ ، کارگردانی موسیقی در نیویورک سیتی و در جیکوبز پیلو بود. اندی بیش از 10 سال را به عنوان همراهی در پیانو و کوبه ای برای کلاس های رقص بیشمار هر هفته در مدارس رقص پیشرو در نیویورک ، نیوجرسی و ماساچوست گذراند.

اندی واسمن در حال حاضر نیز برای همکاری در دسترس است

  • آهنگساز و تنظیم کننده رقصندگان
  • مجری موسیقی همراه برای کنسرت های رقص
  • تولید کننده آهنگ ضبط صدا سفارشی آهنگ برای رقصندگان
  • مدیر موسیقی جشنواره برای رقصندگان ، رقصندگان و گروه های رقص
  • رهبر کارگاه و هنرمند در محل اقامت با ارائه دوره و کتاب اصلی خود با عنوان "موسیقی برای رقبا".

تقسیم 2

گزیده ای از مقاله ویرایش شده توسط رقصنده و مربی حرفه ای Ekaterina Kuznetsova توصیف الهامی که از شرکت در آن دریافت کرده است مجموعه کارگاه پنج روزه "موسیقی برای رقصندگان" Wasserman و سهم آن در روند او است از طراح رقص یک پروژه جدید با عنوان "One" (2006 ، دانشگاه آلاسکا در آنکوریج):

این پروژه نیز مانند بسیاری از کارهای من که پیش از آن آمده ام ، به عنوان یک کاتالیزور برای چندین تحول مهم در زندگی من به عنوان رقصنده ، رقصنده ، مربی ، و یک انسان خدمت کرده است. انگیزه اولیه برای "یک" از تجربه من در تابستان سال 2005 در یک جشنواره رقص به نام Rhythm Explosion در بوزمان ، مونتانا ناشی شد. در حالی که در آنجا بودم ، از افکار ، ایده ها و اتفاقات زیادی الهام گرفتم ، اما مهمترین تجربه در رابطه با ساختن "یک" یک سری کارگاه ها در یک دوره به نام بود. موسیقی برای رقصندگاناندی واشرمن ، مدیر موسیقی جشنواره ، ایجاد و تدریس شده است.

ماهیت کلاس همان س questionsالات قدیمی را به وجود آورد: چرا ما کاری را که به عنوان هنرمند انجام می دهیم انجام می دهیم؟ حقیقت در مقابل بیان حقیقت چیست؟ موسیقی چیست؟ رقص چیست؟ جستجوی پاسخ برای این س questionsال ها می تواند به راحتی به یک فکر ذهنی در محافل مداوم تبدیل شود ، اما در عوض این سفر من را واقعاً به مناطق جدیدی از وجودم رساند. من از نظر مفهومی ، جسمی و معنوی به عنوان یک فراگیر ، هنرمند و فرد احساس تعامل می کردم. این تجربه بیداری از بسیاری جهات بود. تجربه ای بسیار قدرتمند که تقریباً هر روز صبح هنگام کلاس گریه می کردم.

به عنوان مثال ، در جلسه دوم تا آخرین جلسه ما ، اندی در مورد مفهوم "ضرب و شتم" موزون و راه های پیدا کردن آن صحبت می کرد. او توضیحات زیر را ارائه داد: وحدت ، ضرب و شتم پایین زندگی فرد ، آرامش در گرانش ریتمیک ، یا ایجاد یک توافق عاطفی عمیق - شبیه آنچه عاشق شدن احساس می شود.

در اواخر آن کلاس ، ما فقط در یک حلقه دور اندی نشسته بودیم ، چشمان بسته ، به او گوش می دادیم که طبل جمبه می نواخت. یادم می آید که بدنم را به عنوان یک پل احساس می کردم - من با ریتم طبل ، قلبم ، جاذبه ، آسمان ، عشق ، رنج ، همه و همه چیز در اطرافم ارتباط برقرار کردم. من یک ساختار متصل را دیدم که بسیار فراتر از محدوده های فیزیکی اتاق گسترش یافته است. قلبم و همچنین تپش خون از بدنم را احساس و شنیدم. در آن لحظه ، من در ارتباط صمیمانه خود با فضای بالا ، اطراف و پایین خودم شک نداشتم.

بلافاصله پس از آن ، من احساس می کردم که یک آبفشان اشک داغ است. در کمتر از چند دقیقه گذشته و حال من دور هم جمع شد و به نوعی آینده را انعکاس داد. شاید به همین دلیل بود که من بیشتر باز و تمایل به گوش دادن داشتم که همه چیز به وجود من مربوط می شد. به نظر می رسد که از آن روز به بعد هر روز از آن انرژی دایره ای - ارتباط من با همه و همه - آگاهی بیشتری داشته ام. این مانند گوش دادن به ریتم قلب بزرگتری است که هوا و خون من را به گردش در می آورد و شروع به حرکت در داخل و خارج بدن من می کند. این رقص ، موسیقی و زندگی من است. به همین دلیل است که من به عنوان یک هنرمند ، مربی ، و یک انسان کاری را انجام می دهم.

مفهوم دیگری که باعث شد من در مورد "چرا" و "چگونگی" مسائل درباره ابعاد چندگانه زمان انتقادی بیندیشم. من قبلاً به عنوان یک رقصنده و طراح رقص ، این ایده ها را کاوش کرده بودم ، اما هرگز فکر نکرده ام که این افراد چگونه من را تحت تأثیر قرار داده اند. به عنوان مثال ، اگر عمل بداهه گویی در زمان عمودی وجود داشته باشد ، پس در مورد خاطرات ، عشق و خرد چطور؟ آیا اینها بعد زمانی دارند؟ از کجا بفهمیم زمان وجود دارد؟

با توجه به آگاهی جدید از مرکز ، زمان ، احساسات ، ارزش ها ، تصاویر و صداها ، من به گفتگوی انسانی بیشتر علاقه مند شدم. دلم می خواست بیشتر گوش کنم به خودم ، به تک تک افراد و کل سمفونی صداهایی که روز و شب زندگی من را همراهی می کند. به محض بازگشت از کارگاه ، من حتی بیشتر به این نکته توجه کردم که ریتم های نسبتاً پایدار وجود من (مثلاً ضربان قلب ، نبض ، تنفس ، راه رفتن و جویدن من) با صداهای تصادفی از محیط روزمره من چگونه است. (مانند ترافیک ، باران ، پرندگان ، صدای انسان ، تلویزیون ، کامپیوتر ، چاپگر ، صفحه کلید ، آب داخل سینک ، پله ها و دفع زباله). این کولاژ صوتی الهام بخش مداوم من برای ایجاد جنبش بود تا زمانی که شروع به تمرین دوباره رقص من با عنوان "یک" کردم.

برای من بسیار جالب بود که تنها دو روز پس از تصمیم به نامگذاری این اثر خلاقانه "یک" در مورد فرضیه متافیزیکی این که همه هستی یکی است ، آموختم. این لحظه مرا در کلاس اندی دایره کامل قرار داد وقتی که قلبم را فریاد زدم زیرا در داخل و خارج از خودم واقعیتی را شنیدم.

اگرچه من آن را در ابتدای فرآیند متوجه نمی شدم ، بسیاری از روش های چگونگی دیدن رقص در پاسخ به توضیحات اندی در مورد downbeat شکل گرفتند. چند هفته قبل از نخست وزیری این قطعه ، در طی کلاس تکنیک رقص مدرن که هفته ای دو بار برای چندین سال از آن گرفته ام ، احساس کردم که موسیقی را می شنوم و حرکت را متفاوت می بینم ، گویی هر دو دارای بافت متفاوتی هستند. چیزی که من می دانستم این باشد.

شکل حرکت دیگر برای من حس جسمی نداشت. این یک تجربه تا حدودی ترسناک و در عین حال مهیج بود. احساس می کردم انگار توانسته ام دریچه ای کوچک به دنیای دیگری بیابم تا در ابعاد دیگری از خودم ، دیگران و موضوع فراتر از اشیاء بدنی نگاه کنم.

آن روز ، به فکر هماهنگی ، کلاس را ترک کردم. من آن را در ژورنالم به عنوان احساسی توصیف کردم که با از بین رفتن هر پوسته ایجاد می شود. شاید ، عشق ، مانند رقص ، چیزی است که به طور مداوم وجود داشته باشد ، مانند مجسمه ای که از قبل وجود دارد؟ اگر عاشق شدن و یادگیری از طریق عشق فرصتی برای دیدن ، تکامل ، به خاطر سپردن و واقعاً یافتن خود در ارتباط با جهان باشیم چه می کنیم؟ این س questionsالات همچنان به صورت پایان باز جریان پیدا می کنند و ایده های ایده آلتری برای زندگی با آنها ارائه می دهند.

تقسیم 3